خرید بک لینک
داستان ضرب المثل کلاهت را قاضی کن حکایت کرده اند که مرد بی آزاری بود که ناگهان برایش مشکلی پیش آمد . ماجرا از این قرار بود که روزی در خانه اش نشسته بود که داروغه به سراغ او آمد و گفت : " تو از یک مسافر غریب ، هزار سکه گرفته ای و به او پس نداده ای ". مرد تعجب کرد و گفت : " کدام مرد غریب ؟ کدام مسافر ؟ کدام سکه ها ؟ " داروغه گفت : " من این حرفها را نمی فهمم . دو روز دیگر به محکمه شهر بیا . در آن جا قاضی خواهد گفت که تو بی گناهی یا نه ." داروغه این را گفت و رفت و مرد بی گناه را با دنیایی از ترس و نگرانی تنها گذاشت. همسر مرد که دید رنگ از روی شوهرش پریده ، پرسید : چی شده ؟ چرا این قدر ترسیده ای ؟ " مرد گفت :" قاضی شهر می خواهد مرا به جرم گناهی که نکرده ام مجازات کند ." زن گفت :" چه گناهی ؟ " مرد گفت : " کدام گناه بدتر از این که از یک مسافر غریب هزار سکه بگیرم ." زن همسرش را دلداری داد و گفت : " نگران نباش . تو که گناهی نکرده ای . آن را که حساب پاک است ، از محاسبه چه باک است ؟ " مرد گفت : " می دانم ، ولی من تا به حال به محکمه نرفته ام . می دانم که در آن جا زبانم بند می آِید و گناهکار شناخته می شوم ." همسر مرد که زن باهوشی بود گفت : " خدا بزرگ است. این هم راهی دارد. همین الان به اتاق برو ، در را به روی خودت ببند و با کلاهت حرف بزن ." مرد با تعجب : " چه می گویی ؟ با کلاهم حرف بزنم

برچسب: نویسنده: نوید هاشمی تاريخ: دوشنبه 11 دی 1396 ساعت: 22:52

داستان ضرب المثل سواره از پیاده خبر ندارد، سیر از گرسنه در زمانهای نه چندان دور، مردی سوار بر شتر از بیابان داغ و خشکی میگذشت. مرد سواره دلش میخواست هر چه زودتر به شهر برسد. اما راه طولانی بود و مقصد دور. سواره رفت و رفت تا در پای تپهای به مردی پیاده رسید. مرد پیاده خسته بود، به مرد سواره گفت: «برادر خستهام! جان به دست و پایم نمانده، مرا هم سوار شتر کن و به شهر برسان.» خورجین قشنگی بر دوش مرد پیاده بود. مرد سواره گفت: «این خورجین را بفروش و یک الاغ بخر». مرد پیاده لبخندی زد و گفت: «نمیتوانم، این خورجین زندگی من است» و التماس کرد که او را هم سوار بر شتر کند. مرد سواره با اخم به مرد پیاده نگاهی انداخت و گفت: «شتر، بچه من است، طاقت ندارد و فقط یک نفر میتواند بر آن سوار شود». مرد سواره این را گفت و به راهش ادامه داد. زمانی گذشت، مرد پیاده از خورجینش نان و خرمایی درآورد و خورد و به راه افتاد. در وسط راه به مرد سواره رسید. مرد سواره روی زمین نشسته بود و شکمش را میمالید. مرد سواره گفت: «برادر گرسنه هستم. اگر ممکن است نان و آبی به من بده». مرد پیاده نیشخندی زد و گفت: «این شتر را بفروش و نان و خرما بخر و آن را بخور و سفر کن.» مرد سواره لبخندی زد و گفت: «نمیتوانم، این شتر یاور من است. مرا از این آبادی به آن آبادی میبرد.» بعد با التماس به مرد پیاده گفت: «لقمهای نان بده، خیلی

برچسب: نویسنده: نوید هاشمی تاريخ: دوشنبه 11 دی 1396 ساعت: 22:52

( چَکْمَه = نکش ) – ( چِکْمَه = فرو ریختن ) – ( چَکْمَه = چکمه (کفش) ) ( کِتَکْ = کتک ) – ( کِتِکْ = مرغ ) – ( کَتِکْ = گردنه ) ( کَلْمَه = آمدن ) – ( کِلْمَه = خندیدن ) ( یِتْمَه = بردن) – ( یَتْمَه = خوابیدن ) - ( ییتْمَه = گم شدن ) ( هَنْمَه = بیرون آمدن ) - ( هَنْمَه = سوار شدن ) ( اَلْمَه = گرفتن ) - ( اُلْمَه = شدن ) ( تِکْمَه = ریختن ) - ( تِکْمَه = دوختن ) ( تِرْمَه = از زمین بلند شدن ) – ( تُرْمَه =وایستادن (استپ کردن) ( کِرْمَه = دیدن ) – ( کِئرْمَه = به زور داخل شدن) ( بیقوش = جغد ) – ( بی قوش = یک گنجشک ) ( تِرِه = بلند شو ) – ( تَرِه = پوست ) – ( تِرّه = زنده ) – ( تَرَه – سبزی خوراکی) ( تِشْتِه = افتاد ) – ( تَشْتِه = سر رفت ) ( وُرْمَه = زدن ) – ( وَرْمَه = رفتن ) – ( وِئرْمَه = دادن ) ( کَردو = کرت باغ ) – ( کِئردو = دیدی) ( یِک = بیا ) – ( یِئک = بارو بنه) ( تِئشِه = دندونهایش ) – ( تیشه = تیشه نجاری) ( سِز = صحبت ) - ( سِز = شما ) ( سیرمه = فرستادن ) - ( سیرمه = شخم زدن ) ( یُرْقان = لحاف ) – (ِ یَرَقان = بیماری زردی) ( سِرمَه = لوازم آرایش چشم ) – ( سِرمَه = لیس زدن ، زبون زدن ) - ( سِرِمَه = بافتن ) ( بَش = سر ) - ( بِئش = عدد پنج ) – ( بُش = خالی ) ( دَئوا = دعوا کردن ) – ( دوا = دارو ) – ( دوعا = دعا کردن ) ( کَچِه = رد شو ) – ( کِئچَه = شب ) (اَلْ لَر =

برچسب: نویسنده: نوید هاشمی تاريخ: دوشنبه 11 دی 1396 ساعت: 22:52

سرزنش و گله کردن بهتر است از کینه توزی امام هادی (ع) ---------------------------------------------------------------------------- هرگز چهار چیز را در زندگی نشکن: اعتماد- قول-ارتباط- قلب زیرا زمانیکه اینها بشکنندصدا ندارند ، ولی دردشان شدید است. «چالز» برگرفته از وبلاگ روستای واشقان در این دنیا خودت را با هیچ کس مقایسه نکن «آلن استرایک» برگرفته از وبلاگ روستای واشقان در دفترچه آدرس اشخاص جا داشتن آسان است. اما در قلب آنها جا باز کردن مشکل است برگرفته از وبلاگ روستای واشقان قضاوت درباره اشتباه دیگران آسان است تشخیص اشتباه خود مشکل است . برگرفته از وبلاگ روستای واشقان بردن به این معنی نیست که تو همیشه اول باشی بردن به این معنی است که بهتر از قبلت باشی . بونی بلایر برگرفته از وبلاگ روستای واشقان گاهی یک عذر خواهی ساده ، از اتفاقات بدجلوگیری می کند. از مرگ نهراسید . از آن بترسید که در زندگی ، چیزی در درون شما بمیرد به نام " انسانیت" کمال هر کس از گفتار و عنوان می شود پیدا نکو طبعی ز طبع نیک مردان می شود پیدا صدف چون نشکند گوهر از او ظاهر نمی گردد به هنگام سخن ، قدر سخندان می شود پیدا به اشک دیده باید شست گرد معصیت از دل که زیبائی گل از بعد باران می شود پیدا سعی کنید قدرت کلامتان را زیاد کنید نه صدای کلامتان را در خانواده ای

برچسب: نویسنده: نوید هاشمی تاريخ: دوشنبه 11 دی 1396 ساعت: 22:52

سرزنش و گله کردن بهتر است از کینه توزی امام هادی (ع) ---------------------------------------------------------------------------- هرگز چهار چیز را در زندگی نشکن: اعتماد- قول-ارتباط- قلب زیرا زمانیکه اینها بشکنندصدا ندارند ، ولی دردشان شدید است. «چالز» برگرفته از وبلاگ روستای واشقان در این دنیا خودت را با هیچ کس مقایسه نکن «آلن استرایک» برگرفته از وبلاگ روستای واشقان در دفترچه آدرس اشخاص جا داشتن آسان است. اما در قلب آنها جا باز کردن مشکل است برگرفته از وبلاگ روستای واشقان قضاوت درباره اشتباه دیگران آسان است تشخیص اشتباه خود مشکل است . برگرفته از وبلاگ روستای واشقان بردن به این معنی نیست که تو همیشه اول باشی بردن به این معنی است که بهتر از قبلت باشی . بونی بلایر برگرفته از وبلاگ روستای واشقان گاهی یک عذر خواهی ساده ، از اتفاقات بدجلوگیری می کند. از مرگ نهراسید . از آن بترسید که در زندگی ، چیزی در درون شما بمیرد به نام " انسانیت" کمال هر کس از گفتار و عنوان می شود پیدا نکو طبعی ز طبع نیک مردان می شود پیدا صدف چون نشکند گوهر از او ظاهر نمی گردد به هنگام سخن ، قدر سخندان می شود پیدا به اشک دیده باید شست گرد معصیت از دل که زیبائی گل از بعد باران می شود پیدا سعی کنید قدرت کلامتان را زیاد کنید نه صدای کلامتان را در خانواده ای که بزر

برچسب: نویسنده: نوید هاشمی تاريخ: جمعه 8 دی 1396 ساعت: 1:37

صفحه بندی